امروز: / پنج شنبه 10-رمضان-1439 / Thursday 2018-May-24

مناسبت روز
پیام روز :

خدا چیست یا کیست؟

خدا چیست یا کیست؟

اساس این اشكال روى این مطلب است كه «هر موجودى نیازمند به علّت و آفریننده اى است» در حالى كه این قانون كلّیّت ندارد و تنها در مواردى صحیح است كه چیزى سابقاً معدوم بوده و سپس جامه هستى به خود پوشیده است. (دقّت كنید)

توضیح این كه: موجوداتى هستند كه سابقاً وجود نداشته اند، مانند منظومه شمسى و سپس موجودات زنده – اعم از گیاه و حیوان و انسان – تاریخچه آنها بخوبى گواهى مى دهد كه لباس هستى در تن اینها همیشگى و ازلى نبوده است، بلكه با تفاوت هایى كه دارند، در چند میلیون سال تا چند میلیارد سال پیش، وجود خارجى نداشته و سپس به وجود آمده اند.مسلّماً براى پیدایش چنین موجوداتى علل و عواملى لازم است، مسلّماً جدایى كره زمین از خورشید (طبق فرضیّه لاپلاس و یا فرضیّه هاى بعد از آن) مدیون عوامل خاصّى بوده است – چه آنها را كاملا شناخته باشیم یا نه.

همچنین پیدایش نخستین جوانه زندگى گیاهى و سپس حیوانى و سپس انسانى، همه مرهون علل و عواملى هستند و لذا همواره دانشمندان براى پى جویى این عوامل در تلاش و كوششند و اگر بنا باشد پیدایش این موجودات هیچ علّتى نخواهد، دلیلى ندارد كه در یك میلیون سال یا چند میلیارد سال پیدا شوند، چرا در زمانى دو برابر این زمان یا نصف این زمان مثلا یافت نشدند؟ انتخاب این زمان خاص براى پیدایش آنها، بهترین دلیل بر این است كه شرایط و علل وجود آنها تنها در این زمان تحقّق یافته است.

امّا اگر وجودى همیشگى و ازلى باشد – خواه این وجود ازلى را خدا بنامیم یا مادّه – چنین وجودى نیاز به هیچ علّتى ندارد، آفریننده و خدایى لازم ندارد، زیرا تاریخچه پیدایش براى آن تنظیم نشده كه در آن تاریخچه جاى علّت و آفریننده خالى باشد.

چیزى كه همیشگى و ازلى است، وجودش از درون ذاتش مى جوشد نه از بیرون ذات كه محتاج به آفریننده باشد. (دقّت كنید)

من و شما و زمین و آسمان و منظومه شمسى و… نیازمند به آفریننده هستیم كه وجود ما ازلى و همیشگى نبوده و از درون ما نیست، نه علّة نخستین و علّت العلل كه هستى او از خود اوست.

یك مثال روشن
در این جا فلاسفه مثال هایى براى توضیح این گفتار فلسفى و نزدیك ساختن آن به ذهن مى زنند؛ مثلا مى گویند: هنگامى كه ما نگاه به اطاق كار یا منزل مسكونى خود مى كنیم، مى بینیم روشن است.

از خود مى پرسیم: آیا این روشنى از خود این اطاق است؟

– فوراً به خود پاسخ مى دهیم: نه، براى این كه اگر روشنى آن از خود اطاق مى جوشد، نباید هیچ وقت تاریك گردد، در حالى كه پاره اى از اوقات تاریك و گاهى روشن است، پس روشنى آن از جاى دیگر است.

به زودى به این نتیجه مى رسیم كه روشنى اطاق و خانه ما، به وسیله ذرّات یا امواج نورى است كه به آن تابیده است.

– فوراً از خود سؤال مى كنیم: روشنى ذرّات نور از كجاست؟

– با تأمّل مختصرى به خود پاسخ مى دهیم: روشنى ذرّات نور از خود آن و از درون ذاتش است، ذرّات نور این خاصیّت روشنایى را عاریه نگرفته اند؛ در هیچ نقطه جهانى نمى توانیم ذرّات نورى پیدا كنیم كه تاریك باشند و سپس روشنایى را از دیگرى گرفته باشند.

ذرّات نور هر كجا باشند روشنند، روشنایى جزء ذات آنهاست، روشنى ذرّات نور عاریتى نیست.

ممكن است ذرّات نور از بین بروند، ولى ممكن نیست موجود ولى تاریك باشند. (دقّت كنید)

بنابر این اگر كسى بگوید روشنایى هر محوطه و منطقه اى در جهان معلول نور است، پس روشنایى نور از كجاست؟

– فوراً مى گوییم: روشنایى نور، جزء وجود اوست.

همچنین هنگامى كه سؤال شود: هستى هر چیزى از خداست، پس هستى خدا از كیست؟

فوراً پاسخ مى دهیم: از خودش و از درون ذاتش مى باشد.

کلیه حقوق این سایت متعلق به گروه سایبری فرهنگی نادعلی می باشد. طراحی سایت پذیرفته می شود

قالب وردپرس نیکان رایان
قالب وردپرسقالب وردپرس